سوال که واضح است و روشن انچه که در پس پرده های ابهام ،تار و کدر و مبهم مارا به بازی گرفته پاسخ است. اصلا همواره پاسخ ها دشوار تر از سوالات بوده از همان کودکی از همان روزها که مدام از مامان میپرسیدیم مامان فلان جیز یعنی چی؟مامان خدا چه رنگیه؟ و هزاران سوال صف کشیده ی ذهنمان، یا همان سوال لعنتی برگه ی امتحان ریاضی که نوشتنش حکم فتح قله های دانش بود و جواب ندادنش....بگذریم.
از رویاها و ارزوها و دکتر و مهندس و وکیل شدن ها رد شویم از لباس و ثروت و شهرت عبور کنیم تازه میرسیم به خودمان به خودیه خودمان و این تازه ابتدای جاده و راهست اینکه بتوانی برای خودت فانوسی روشن کنی و دست بگیری تا روشن شود این تاریک و روشن وجود آغاز همه ی انچیزیست که برای خودت خودم خودمان میخواهم.و انکه نور در دستانش دارد چه کم دارد و انکه ندارد چه دارد؟
* بهشون گفته بودم انشا بنویسید راجب خواسته هاتون از زندگی
برچسب:
نویسنده: آرشان قنبری
تاريخ: شنبه
27 بهمن
1397 ساعت: 10:52