دیگه خستم ازین شهرو....
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 1:11
تصور کنید ظهر گرم تابستان درحال برگشت از مسیر طولانی تهران و اوج گرمای روز تو کوچه پس کوچه ها باظاهری کاملا خسته و عرق کرده به تندی راه میروید که به خانه برسید که یکباره موجود خالق العاده ای را میبینید که به سرعت از کنارتان رد میشود و چند قدم جلو تر داخل کوچه ای باریک می ایستد و جملاتی به زبان میاور...